ماجرا واقعیست



سلام یک سال بیشتره که اینجا ننوشتم. جاهای دیگه نوشتم این آدرس page اینستاگرا عزیزی که اینجا رو می خونی saeeddadizadeh خوشحال میشم اونجا هم باهام همراه باشی. اماااا سرباز خواهم شد از دوشنبه یکم شهریور ماه نود و پنج ، بدی از من دیدین حلال کنین
سلام و صد سلام در بهشتی ترین ماه سالاردی بهشت سلام به همه شماهایی که هستین و نیستین سلام به همکلاسیام سلام به کسایی که هم کلاسی نیستن ولی هم دلن. یه چیزی بگم .الان خاستم صفحه ی مدیریت وبلاگو باز کنم چن ثانیه فک کردم تا رمز وبلاگ یادم بیاد. این ینی چی؟؟؟ رمزام زیاد شده آیا ؟؟ فراموشی گرفتم ؟؟ وبلاگو از یاد بردم نکنه ؟؟؟ هرچی که بود شکر خدا با یه صلوات یادم اومد بذگریم آقا امروز شیشی اردیبهشته که دارم مینوسیم 1462 روز گذشت.از چی؟؟؟ الان
سلام خدمتتون. خوبین همتون؟؟؟ مرسی از نظراتتون. الان ینی همین الان چیزی که باعث شد بیام به روز کنم اول این بود که چهااااااار تا نظر جدید داشتمچهااااارتاااا میدونین ینی چی؟؟؟ اصلا مورد داشتیم سه ماه سه ماه وبلاگشو بروز نمیکرده بعد واسش 4 تا نظر گذاشتن . ممنوووووووون. از پارسال 21 اسفند تا به امروز 7 تا پست یکی نیست بگه آخه آاقای نسبتا محترم این چه وضیه؟؟ حالا ما نظر نمیدیم ، تو نباید پست بذاری آخه؟؟؟ من البته خودمو نکوووووهش میکنم بابت این وضعیت
سلام. دو بیت شعر از مولانا.(لطفا مولانا و اعتقاد دینی اون رو بشناسید، به راحت ترین صورت ممکن با اینترنت میشه ، عجیبه از کسی با اون اعتقاد شعری با این ظرافت بگه) کجایید ای شهیدان خدایی بلا جویان دشت کربلایی کجایید این سبک بالان عاشق پرنده تر ز مرغان هوایی سلام بر تو ای مظلوم تشنه کشته شده به دشت کربلا. به فقر خودمون پی ببریم
سلام به شما دوستای عزیز کلا شما سه نفر هستین که میخونین وبلاگو . ممنون از لطفتون خوبین؟ آقا مورد داشتیم وبلاگشو به روز نمیکرده بازم خواننده داشته . نه که وبلاگش خوب باشه هااااا .نه . خواننده های با معرفت داشته و داره. امیدوارم حالتون خوب باشه. خانوما و آقایون معمار بعد از این. خانوما و آقایون موفق حالا جدای از معمار بعد از اینا چقدر جالبه .کم کم میریم یه جلساتی به اسم دفاع از پایان نامه . همون بچه هایی که این چهار سالو باهاشون گذروندیم .
سلام به همه به شماایی که نمیشناسم و به اونهایی که میشناسم. بعد از گذشت این سه سال و چند ماه هنوزم اینجا ، وقتای دلتنگی یه گوشه دنجه واسه من ، مرور خاطراتی که با خوندنشون روزای خوب و بد زیادی مثل یه کتاب مصور از جلوی چشمام رد میشن و حالمو خوب و بد می کنن. همه چیز در این مرحله از زندگانی رو به پایانه و من چه دلتنگه روزهای رفته ای که اونطور که باید قدر ندونستم. این جور وقتا نوشتن حرفایی که به زبون آوردنشون واسم سخته والبته در 100 درصد مواقع گوشی هم برای

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها


طب سالمندی پیر فرزانه کلینیک شنوایی سنجی گروه خدمات حسابداری مالی ومالیاتی بیدحساب سیاهِ پر رنگ Amanda الکترون‍‍ــــ مینرال اویل حضرات - سایت تخصصی ارزهای دیجیتال آرزوهاي من پندار گذر Lori